یاد بانوی یاس ! ... / بازگشت ! ...
به نام حضرت دوست
دعای حضرت زهرا (س) :
پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده ای قانع کن ( از آن چه از نعمت هايت دارم راضی باشم ) و مرا با الطاف و محبت هايت پوشش بده و برای هميشه به من عافيت ( دوری از امراض روحی و جسمی ) عنايت فرما .
پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آن گاه که مرا از دنيا می بری .
پروردگارا در جستجوی آنچه برايم در نظر نگرفته ای سرگردان و عاجزم مفرما و آن چه را برايم خواسته ای به آسانی و سهولت در اختيارم قرار ده .
خدايا پاداش نيکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنين کن .
پروردگارا مرا برای آنچه آفريده ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برايم شده ای ، مشغولم مفرما .
خدايا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می کنم .
الهی مرا نزد خودم ذليل و بی مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظيم فرما و اطاعت خويش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهيز از آنچه تو را به خشم می آورد را ( در همه امور ) به من الهام فرما ای مهربانترين مهربانان .
به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا (س)
***
اين اشعار را هم به مناسبت سالروز شهادت دکتر علی شريعتی تقديم می کنم :
نزديک تر به خدا
من بايد فرود آيم ،
نبايد بنشينم ،
سال هاست ، از آن لحظه که پَر بر اندامم روييد
و از آشيان ، از بام خانه پرواز کردم
همچنان می پرم ، هرگز ننشسته ام ،
و ديگر سری نيز به سوی زمين و به سواد پليد شهرها
و بام های کوتاه خانه ها برنگرداندم ،
چشم به زمين ندوختم ،
پروازی رو به آسمان ،
در راه افلاک
و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمين
و هر لحظه نزديک تر به خدا !
دورتر ، ديرتر
روزی از روزها ،
شبی از شب ها ،
خواهم افتاد و خواهم مرد ،
اما می خواهم هر چه بيشتر بروم .
تا هر چه دوتر بيفتم ،
تا هر چه ديرتر بيفتم ،
هر چه ديرتر و دورتر بميرم .
نمی خواهم حتی يک گام يا يک لحظه ،
پيش از آن که می توانستم بروم و بمانم ،
افتاده باشم و جان داده باشم ، همين .
زندگی
در باغِ " بی برگی " زادم .
و در ثروت فقر غنی گشتم .
و از چشمه ی ايمان سيراب شدم .
و در هوای دوست داشتن ، دم زدم .
و در آرزوی آزادی سربرداشتم .
و در بالای غرور ، قامت کشيدم .
و از دانش ، طعامم دادند .
و از شعر ، شرابم نوشاندند .
و از مهر ، نوازشم کردند .
و " حقيقت " ، دينم شد و راهِ رفتنم .
و " خير " ، حياتم شد و کارِ ماندنم .
و " زيبائی " ، عشقم شد و بهانه ی زيستنم !
دکتر علی شریعتی


