دلنوشت !
به نام تنها تکیه گاه تنهایی ام ...
گاهی خیلی بده آدم توی ندونسته های خودش غرق بشه !!! خدایا خودت نجات دهنده باش ....
و وقتی درد و رنجی به سراغت آمد ... به خدا توکل کن و صبر پیشه کنه. آنگاه قلبت مالامال از نور ایزدی خواهد شد . و گامی به سوی او خواهی گذاشت ... واهمه نداشته باش که او همیشه هست منتظر همین گامهای تو !!!
خدایا قدمهایم را مستحکم و روانه راه خویش کن ... بگذار درد را بچشم و رنجیده و پریشان شوم ... اما به بیراه نرم ...
خدایا تو آرامش بخش دل هر پریشانی هستی .
یادت را در دلهای مشتاق جاودانی ساز تا در هر زمانی به یادت باشند .
خدایا این بنده گنه کار باز شرمگین است ... اما در رحمت تو همیشه باز است ... این بار هم پذیرای توبه من باش ... که گفتی گر صد بار هم توبه شکستی بازااااااااااا
خدایا توانی به من ده بتوانم دیگران را نیز دوست داشته باشم و برای خوشبختی آنانی که در زیستنم شریکند تلاش کنم که بدون هم نوع نمی توان زیست . پس توان یاری به دیگران را بر من ببخشای ...
خدایا این روزها روزهایی است که نجوای دل مجنون به گوش می رسد ... و لیلی نیز مجنون می شود ... روزهایی که همه ما بر سر سفره تو نشسته ایم . ما را بهره مند از الطاف خویش فرما ...
که سخت محتاجیم !!!
آمده ایم عهد و پیمانمان را تازه کنیم و برای تو فقط تو این ایام را از گناه بپرهیزیم ... توفیقمان ده که به عشق تو نایل شویم ...
به یاری تو ای مهربانترین مهربانان
ادامه -----> اینجا را کلیک کنید
