تبليغاتX
شکوفه یاس - حدیث آشنایی

شکوفه یاس - حدیث آشنایی

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست ... که آشنا سخن آشنا نگه دارد

باز می‌خواهم ترا پيدا کنم

 

به نام خدا

 

 

 

باز میخواهم ترا پيدا کنم

با تو شايد خويش را معنا کنم

من کی
ام ؟ گر خودشناسی داشتم

کی زخود بودن هراسی داشتم؟

هان ای آئینه معنا کن مرا

گم شدم در خويش پيدا کن مرا

فرصتی تا رود را پيدا کنم

قطره قطره خويش را دريا کنم

اهرمن دارد مجابم می
کند

لای لایش گاه خوابم می
کند

آه... اگر اين قطره در "شن" گم شود

"ظاهر" م در چاه "باطن" گم می
شود

شيشه اين ديو در دست من است

همت اما، وای با اهريمن است

های ای آئينه تصويرم مکن

آنچه می
خواهد "من" پيرم مکن

های ای آئينه حاشا کن مرا

گم کن و آزاد پيدا کن مرا

با من دریائی من موج باش

در حضيض من هوای اوج باش

می
توانی، میتوانی "آن" من

باز گردانی "من انسان" من

شيخ ما ديريست شبها با چراغ

ديگر از انسان نمی
گيرد سراغ

الفتی تا ما چراغ او شويم

خانه خانه در سراغ او شويم


محمد علی بهمنی

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:38  توسط شکوفه یاس  |